@F44

37 Followers
41 Following
379 Posts
‏مامانِ گل و گیاها 🌱🫡 علاقه‌مند به آشپزی 👩🏻‍🍳🍜 کنجکاو در راستای ریشه‌ی کلمات و زبان‌ها 🧐🤓
Duolingo profile:@FarzanehRz
Goodreads:https://www.goodreads.com/Farzaneh_Rz44
حسی که این روزا نسبت به زندگی دارم:

نوروز مبارک. 🌱
💚🤍❤️
برای من همیشه نوروز جدی بوده. هیچوقت ازش غافل نمیشم. همیشه هر جور که شده هفت‌سین می‌چینم و لحظه تحویل سال رو حتما جشن می‌گیرم. سبزی‌پلو ماهی می‌خورم و به هر غیرایرانی‌ای که می‌شناسم توضیح میدم رسومات نوروزی چیه.

امسال لاله گذاشتم به جای سنبل. به یاد همه‌ی عزیزانی که دیگه بین ما نیستن. 💔🌷

چون هیچ کار دیگه‌ای ازم برنمیومد، پا شدم خونه‌تکونی رو شروع کردم. تا الان نتیجه‌ش این بوده که پنجره‌ی نشیمن رو به خیابونم تمیزه.
دوستم یه عکس هنری‌ای گرفت ازم امروز که دلم نیومد نذارمش پروفایلم! 🙃
داشتم سرشونه‌مو می‌خاروندم! نمی‌دونم چطور اینقدر خوب افتاده 🤣
دیشب رفتم توییتر و توییت سهراب در مورد عرفان رو ریتوییت کردم. الان رفتم که ببینم از دوستام بازخورد گرفته یا نه. پروفایلمو باز کردم که توییت رو پیدا کنم، دیدم کاور پروفایلم عکس دونفره‌مون دور آتیشه؛ وینتر واندرلند بودیم، قبل از این عکس مولد واین خورده بودیم با هات‌داگ، و اون شب یار سابق واسم یه عروسک گنده برنده شده بود تو شهربازی چون من ازش خواسته بودم. تولد ۳۱ سالگیم و ششمین سالگرد رابطه‌مون نزدیک بود وقتی این عکس رو گرفتیم.
پشمام! این کیه بود دیگه منو فالو کرد! یهو حس توییتر گرفتم! بابا اینجا کنج خلوت منه...
هفته‌ی گذشته هم روز خوب داشتم و هم روز بد.
امروز بعدازظهر خیلی یهو همه چیز روم سنگینی کرد؛ در حالی که اشک می‌ریختم پازلی که تو کامیک کان چند ماه پیش خریدم رو شروع کردم.
دوستی می‌گفت از هر چیزی که راه‌حلش زمانه، متنفره. الان کاملا حرفش رو درک می‌کنم.
دو شب قبل از این که جدا شیم، در کنار خریدایی که گفته بودم سر راه بکنه با یه دسته‌گل اومد و گفت: گل برای گل.
خیلی وقتا این کارو می‌کرد. دسته‌گل خیلی خوشگلی بود. تا دو هفته بعدشم سر حال موند.
دو سه روز بعد از جدایی، وقتی می‌خواستم آبشو عوض کنم، یهو انگار دنیا رو سرم خراب شد؛ وسط آشپزخونه نشستم کف زمین و از ته دل زار زدم. فکر نمی‌کردم یه چیز کوچیک اینجوری منو بشکنه.
حدودا ۵۳ روز طول کشید تا منی که مامان گل‌ها و گیاهام، به گلدونام برسم و خونه‌مو دوباره پر از گل کنم. اینم یه دستاورد کوچیک دیگه. ✅
دیروز ۳۳ رو آنلاک کردم.
صبحش به زور خودمو از تخت کشیدم بیرون، پا شدم رفتم با دردی که این روزا دارم مواجه شدم تا جایی که تونستم، بعد نشستیم پازل حل کردیم. هدیه گرفتم.
و امیدوارم در آینده ازین سن به عنوان یکی از نقاط مهم زندگیم یاد کنم که بعدش کلی اتفاق خوب برام افتاده.
تازگیا هر روز قیافه‌م این شکلیه سر کار! احتمالا وقتشه که جامو عوض کنم. 🚶🏻‍♀️