من پی گمشدهام آمدهام، ارغوانم را میخواهم..
| Joined | Apr 6, 2023 |
| Joined | Apr 6, 2023 |
من پی گمشدهام آمدهام، ارغوانم را میخواهم..
"بی آنکه تو را ببینم
در تو رها میشوم
و در کف دریا چشم میگشایم
رودم
و به غرق شدن در تو معتادم"
شمس لنگردوی به کجاها رسیده بود در دوست داشتن که اینجوری کلمات و با دقت کنار هم چید.
زندهیاد نجمه زارع یه جایی میگه:
"حال مرا نپرس که هنجار ها مرا
مجبور میکنند بگویم که بهترم"
و دَردا از این هنجارها که کُشتمان اسماعیل . . .
دیر آمدی
عصای موسی
نیل را خشک کرد
یغما فشخامی
کافکا تو یکی از نامههاش به فلیسه مینویسه:
زمانهایی پیش میآید عزیزدلم که متقاعد میشوم برای هیچگونه ارتباط انسانی مناسب نیستم.
و چقدر خوب میگه.
اونجا که هوشنگ گلشیری میگه:
"کلوخه ی غم را
باید به آب دهان خیس کرد
و به زبان هی چرخاند و
چرخاند و بعد فرو داد.
گفتن ندارد."
دقیقاً همینجا که گفت: گفتن ندارد؛ قصه به آخر رسید.