امروز دادگاه بودم، دادیار زن بود داشت کارمو میکرد چپ دست هم بود، گفتم روزتون مبارک چنان ذوقی کرد که کم مونده بود بپره ماچم کنه، یه لحظه دلم سوخت براش که محیط کارش چنان تخمیه که یه تبریک ساده اینجوری دگرگونش میکنه