خیلی دلم می‌خواد درباره اتفاقات روزانه یا اضطرابام با یکی حرف بزنم ولی می‌ترسم با کسی حرف بزنم و اون در جواب یا به صورت غیرمستقیم بگه چه دغدغه‌های کوچیکی یا چه موضوعات بی‌اهمیتی...
باید بگم که خودم میدونم کوچیکن خودم میدونم راحت حل میشن و جای نگرانی ندارن ولی ظرف اضطراب من به صورت پیش‌فرض با هزارتا چیز دیگه پر پره و این اتفاقات مثل اون آخرین قطره آب یا اون آخرین دونه شن توی ظرف میمونن که در ظاهر خیلی کوچیک و بی‌اهمیتن ولی اضافه میشن و باعث سرریز ظرف میشه
کاش می‌شد این اتفاقات رو حداقل خارج کرد از ذهن..
@daqdaqe
این روان‌درمانگر ها و... به نظر خوب میاد برای این چیزا !
البته خودم تست نکردم تا حالا، ممم ولی اره شاید بعدا تست کردم.