امروز نشستم دفتر خاطرات از بچگی و دوران دانشجویی رو میخوندم، توی تکتک صفحاتش، تکتک دوستان آرزوی مشترک که رویای خودم بود رو، کرده بودن.
چقدر برام عجیب بود که چقدر این رویا قدیمی بوده، چقدر توی همهی لحظات زندگی من بوده، چقدر عمیق بوده.
چقدر برام عجیب بود که چقدر این رویا قدیمی بوده، چقدر توی همهی لحظات زندگی من بوده، چقدر عمیق بوده.