تازگی یک مقدار اختلاف نظر با #مدیریت شرکت و البته شانس خوب در دیدن نظر جالبی در #هکرنیوز باعث شد که با یه آدم تازه و یه #کتاب تازه ازش آشنا بشم و خوندن کتابش رو شروع کنم. کتاب Out of the Crisis نوشتهٔ ادواردز دمینگ. کتابش دربارهٔ مدیریت #کیفیت در صنعته. سال ۱۹۸۲ نوشته شده، و معروفه که صنعت خودروسازی ژاپن بر اساس نظریه‌های ایشون موفق شده، یا شاید هم برعکس! با این که خیلی قدیمیه، ولی همچنان مرجع کلاسیک در زمینهٔ #مدیریت_کیفیت نظرهای همین ایشون در همین کتابه است.
#EdwardsDeming #OutOfTheCrisis
کتاب لحن خیلی محکم و از بالا به پایینی داره که فکر کنم این سال‌ها دیگه کمتر کسی جرأت می‌کنه این جوری بنویسه، ولی حرف‌هاش و ادعاهاش خیلی جدی و عمیقه.
از زمانی که کتاب نوشته شده تا امروز، بعضی از نظرهاش در کشورهای توسعه‌یافته خیلی عادی شدن و به گستردگی به‌کار میرن، ولی بعضی‌های دیگه همچنان انقلابی محسوب می‌شن. مثلاً یکی از حرفاش اینه که هرگونه ارزیابی سالانهٔ کیفیت کار کارمندها و تشویق‌های بر این اساس به شدت مسمومه و باید حذف بشه. می‌دونم در نگاه اول خیلی حرف عجیبیه، ولی باید پارادایم فکری‌اش رو به عنوان یک کل بخونید تا بفهمید که خیلی هم بیراه نمی‌گه و چه جوری می‌تونه جای خالی اون ارزیابی رو خیلی سالم‌تر و کاراتر پر کنه.
خلاصه که خیلی دارم لذت می‌برم از خوندن کتابش (البته تا حالا فقط ۵۵ صفحه از ۴۵۰ صفحه رو خوندم 😅). دنیا رو چه دیدی، شاید من هم یه روز به این ترس بنیادی‌ام چیره شدم و کمی هم از کار دست به آچار خودمو دور کردم و رفتم به سمت کار مدیریت.
رسیدم به فصل ۹، صفحهٔ ۲۷۹. تا این جا هم کتاب همچنان همون جوریه که بالاتر درباره‌اش نوشتم، و دارم لذت می‌برم و پیوسته بینش عمیق #Deming رو بهتر می‌فهمم. مشتاقم برسم به فصل ۱۱ که تا این جا چپ و راست داره بهش ارجاع می‌ده و توش مفهوم «سیستم پایدار» رو توضیح می‌ده. کتابش سبک عجیبیه. شاید حدود ۱۰ درصد تئوری غیر ریاضی، ۱۰ درصد نمودار و عدد و حساب‌کتاب، و ۸۰ درصد مثال از حوزه‌های مختلف صنعت به شکل قصه و نامه و لیست و بریدهٔ روزنامه حتی.
@masoud
نه، واقعا معلومه تاثیر گذاشته 😂 خوبه که بعد مدتی که فرد تجربه کافی بدست میاره به سراغ مدیریت بره. بالاخره نسل جدید بی‌تجربه رو کی قراره هدایت کنه؟ 🤔