پایان هر چیزی دلانگیزه. تمام شدن و پودر شدن. زمان بسته شدن هر چیزی. دقیقهی مرگ. تمام که میشه تمام میشه.
خورهی واژهها که به جونم میافته. سوراخ سوراخ میکنم صفحهی گوشی رو که یه جای امن پیدا کنم برای نوشتن که یک دو سه نفر بخونند و سرسری رد نشند از کلمهها.
کجا میشه نوشت؟ گشتم یه وبلاگ قدیمی دوران دانشجویی رو پیدا کردم.
روژان گفت اینجا بنویس که مرکزی نداره. پرت میکنم اینجا. شاید نوشتم. شایدم ننوشتم.