AliAkbar MohammadiNasir

@alinasir2027
13 Followers
21 Following
40 Posts
سربازمعلم/ کارشناسی مهندسی پزشکی بهشتی/سرخورده/ غ‌م(ع و ت‌ز)/پژمرده/ در حسرت/ لذت‌طلب | لذت/ خنده/ساقه طلایی/ کتاب/ موسیقی/ پادکست/ نوشتن/ خواب/ آرزو/ سفر/ حقوق بشر/ آزادی/ ایران | نام کاربری یکسان در سایر شبکه‌ها
Twittertwitter.com/alinasir2027
He lives inIran
‏برای دوران خدمت رفتم کارت تلفن بخرم (چون ظاهرا تلفن همراه ممنوعه و فقط تلفن همگانی در دسترسه.)
فکر میکردم میری میگی "سلام یه کارت تلفن لطفا" ولی مجبور شدم تا مرکز مخابرات برم. باید مشخصات (آدرس، تلفن، کدملی) داد و کارت تلفن مثل یه سیم‌کارت به اسم‌ فرد ثبت میشه.
احتمالا یکی از دلایلش، ردیابی خلافکارها و مزاحمین تلفنیه که از تلفن عمومی سوءاستفاده می‌کردن.
‏قطعه تموم میشه و حضار دست میزنند.
متعجب میشم که مگه این صدا ها در واقعیت و روی زمین تولید می‌شدن؟
صدای استاد شجریان، آواهای ساز کیهان کلهر و حسین علیزاده.
صد شکر که این صداها به گوشمون رسیده و صد حیف که سن ما به این کنسرت‌ها قد نداد.
من که به همه تو دسترسی ندارم؛ بلکه به برداشتم از تو دسترسی دارم. پس حتی به فرض افتادن در دام قضاوت، قبل از اینکه بپرسم "آیا قضاوتم درسته؟" باید بپرسم "آیا برداشتم درست بود؟"
(خیال میکنم نه تنها در مورد قضاوت و حتی نه فقط در مورد یک شخص که کلا در مورد همه دنیا و مافیها خوبه که به خودم تذکر بدم "من صرفا به برداشت خودم از اون پدیده دسترسی دارم." به این امید که کمتر در دام مطلق‌گرایی بیفتم.)
+ این "پژمرده" که توی بایو نوشتی رو توضیح میدی؟
- ببین مثلا از آدمایی که با ذوق مشغول خوردن توت از درخت هستن متعجبم و میگم چرا نمیرن از میوه فروشی نیم کیلو بخرن بشینن تا تهش بخورن؟

مجدالدین میرفخرایی (گلچین گیلانی) دیده من شعر سرودن بلد نیستم، خودش نود سال پیش از زبانم گفته:
عمرم ز بیست هست سه سال افزون / اما ز رنج پیر شدم یک‌سر

البته که شاید رنج های من در مقابل مشکلات بعضی از آدما، خیلی ناچیزه، ولی به هر حال منم حس پژمردگی دارم

جزء یکی از طلابی است که در یکی از مساجد تهران برای نوجوانان کلاس برگزار می‌کنند. به او گفتم: امیدوارم قبل از آموزش و نصیحت بچه‌های مردم، منابع علمی را هم در زمینه آموزش جنسی مطالعه کنید چون بعضی از حرف‌هایتان به آن بچه‌ها، علمی نیستند. پاسخ داد: شا*یدم تو علم. ما حرف دین رو میزنیم.

‏صدای کتابدارها رو می‌شنیدم.
کتابدار زن: من همیشه وقتی تذکر میدم، بچه‌ها رعایت می‌کنن. باهاشون رفیقم.
کتابدار مرد: من نمیدونم. دستور رئیسه. گفته اگه گوش نکردن یا راهشون رو کج کردن برگشتن، دیگه راهشون ندید.

ظلم و تبعیض علیه زنان رو متوقف کنید.

(‏اینا رو می‌نویسیم تا صرفا ثبت بشه که چطور با چشم خودمون می‌دیدیم ظلم رو در گسترده‌ترین و جزئی‌ترین موارد مثل محرومیت استفاده از کتابخانه عمومی هم علیه صاحبان اصلی این مملکت که همون مردم هستن روا می‌داشتید.
هر کس روایت ظلمی در یه گوشه شهر رو ثبت میکنه.)

به کسی که یکی از معدود دلبستگی‌هایش به دنیا، موسیقی است اجازه دهید دلخوشی‌‌اش هم به مسخرگی این باشد که روز تولدش همزمان است با روز تولد گوگوش و اَدِل.
حالا این یارو که شش کلاس سواد داره هیچی؛ ولی فروغ جان! از شما بعیده. حاصل ضرب در صفر، با حاصل جمع و تفریق با صفر یکسانه؟!
"می‌توان چون صفر در تفریق و در جمع و ضرب / حاصلی پیوسته یکسان داشت"

به مناسبت روز بزرگداشت معلم، در کانال تلگرام مروری کردم بر خاطراتی از دوران دبیرستان.

https://t.me/alinasir2027channel/16

توئیتر جا نبود!

《خاطراتی به مناسبت روز بزرگداشت معلم》 اگه بخوام یادی کنم خب از معلمای دوران دبیرستان یاد میکنم. چون ابتدایی رو که خیلی یادم نیست و راهنمایی هم نه من درس‌خون بودم و نه مدرسه‌م مدرسه خوبی بود. ولی دبیرستان خب دوران جدی درس خوندن بود و معلما هم خوب بودن. آقای فهیمی فیزیک سه سال دبیرستان رو معلمم بود. بی‌ریا بود و خیلی اهل کتاب تست نبود. یه گاج قرمز فیزیک رو میگرفتیم و همونو جدی حل میکردیم و میفهمیدیم. تست و... میموند به عهده کلاسای کنکور. زنگ که میخورد تازه می‌نشست که اگه سوال داریم بریم پیشش (برخلاف یه معلم دیگه که می‌گفت "من دایره المعارف نیستم پس نیایید ازم سوال بپرسید و هیچ سوالی رو خارج از زنگ کلاس جواب نمی‌داد. اصلا باهات حرف نمیزد). خیلی با آقا فهیمی رفیق بودیم و خیلی متواضع بود. اقای شیرغلامی سال پیش‌دانشگاهی هندسه تحلیلی درس میداد. شاید حدود چهل و پنج (یا حتی بالاتر) سن داشت ولی از ما بیشتر درس میخوند و تست میزد. روزایی که درس نمیخوندم (حالا نه درس ایشون رو لزوما، هر درسی) پیش خودم شرمنده میشدم که "ببین اون معلم چجوری تست میزنه و کتاب تحلیل میکنه. بعد تو که کنکور داری اینجور." همیشه لبخند به لب داشت، همیشه…

Telegram