قبرستانی از احساسات، کسشعرها، خاطرات...قبرستانی از کلمات
ولی اگه من جای اون مرده بودم و تروریستا بهم شلیک نمیکردن، خودمو یک جنازه ی متحرک میدونستم که بهش یک فرصت دوباره داده شده...و بدون اینکه نگران چیزی باشم میرفتم دنبال بدست آوردن آرزوهام و انجام کارهایی که دوستشون دارم
البته الانش هم یک مرده ی متحرک محسوب میشم ولی...حس پیداکردن یک فرصت دوباره یک چیز دیگه است