مرگ زمان رو اختراع کرد تا به دست اون و آروم آروم مارو بکشه، زجرکش کنه.
هربار خندیدیم طولی نکشید که مارو به گریه انداخت که فراموش نکنیم.
اما ما فراموش کردیم..
منتظر نشستیم و در آخر بیاینکه یکبار از ته دل با رضایت و آرامش پیش کسایی که دوسشون داریم خندیده باشیم مارو برد، یکی یکی..
ما به مرگ چی بدهکار بودیم!