با دو عالم آرزو نتوان حریف وصل شد
ما به جایی خار و خس بردیم کآنجا آتش است
تو از اون دسته آدمایی که وقتی دلتنگ میشن با هیچکسش میل سخن نیست 😁
اینها جنونت را به اقیانوس میریزند
در خواب بی پروانه ات کابوس میریزند
چه فرق میکرد؟
زندانی در چشم انداز باشد یا دانشگاهی؟
اگر که رویا تنها احتلامی بود بازیگوشانه؟
با هر اسمی دو بار می میرم
دو محمد، دو بار مختاری
همی گفتم که خاقانی دریغا گویِ من باشد
دریغا من که خود گشتم دریغا گویِ خافانی
میفرماد که:
اشک گنجیشکامو دربیار، ولی
سوگل باغمو دیوونه نکن
همهی پنجره ها برای تو
اینطوری خونهمو ویروونه نکن
الحذار ای غافلان، زین وحشتآباد الحذار
الفرار ای عاقلان، زین دیوْ-مردُم الفرار
چیست درین فتنهزار غیرِ ستم در بغل؟
یک نفَس و صد هزار تیغِ دو دم در بغل؟!
رفتم فراموشت کنم سرخورده برگشتم
با پام رفتم، با دلِ افسرده برگشتم