شازده رفته در یک گروه تا در مورد فرصتهای سرمایهگذاری در بخش خصوصی در ایران سکولار و دموکراتیک گفتگو کنه. من همش نگران کون همایونی هستم که یه وقت نَچّاد تو آب!
کاش چند تا از این راستها، پهلویچیها و این دونه درشتهای طرفدار بازار آزاد بیان اینجا که یکم نفرتپراکنی و فحاشی کنیم بهشون تا یخمون باز بشه!
هی میخوایم یادمون بره همه چیز در جهان سلسله مراتبیه و یهو ایلان ماسک بهمون یادآوری میکنه!
من از سلسله مراتب قدرت بیزارم و زندگی کردن بین آدمها برام یعنی تندادن به این بازی نامرئی قدرت. برای همین تا اونجایی که میتونم از آدمها پرهیز میکنم؛ حداقل، تنهایی خودم طبقهای نداره.
سکوت و اندوه و گوزن
کاش آوازشان بخوانم.
من سایهای هستم که دلش میخواهد خیس شود، تا مغز استخوان خیس شود ...