من جمعه دارم میرم نمایشگاه و احساس خوبی ندارم. دعا کنید خوش بگذره
واقعا کونشو ندارم دوباره برم حموم. ناف منو با کویر و گرما بستن. سر سبزی و بارون به من نیومده. مهاجرتم که کنم میوفتم وسط یه کویر قطعا.
Are you a school bus?
Cus I wanna fill you up with kids.
خب بايد يه پارتنرى انتخاب كنى كه اين حساى منفى رو بهت نده و تو رو تبديل به آدم خوشحالترى نسبت به گذشته كنه.
فکر کنم ازدواج واقعا بده. نمیدونم چرا ولی انگار واقعا بده. انگار خودتونو محدود میکنید که تو چارچوبی جا شید و بعد برمیگردین به گذشته نگاه میکنید و اون قسمتهایی که از دست رفته.
و حالا خوتون و پارتنر رو مقصر میبینید. و بعد اگه ببینید شما بیشتر خودتونو محدود کردین، بیشتر پارتنرتون رو مقصر میدونید و این کنار اومدن با این حس که شاید اگه اون تو زندگیتون نبود، خوشحالتر بودین خیلی سخته.
از یه ماه قبل عید به اینور تازه ابروهامو یکم تمیز. کاش میرفتم آرایشگاه قبل عید جا اون چسه لایت مو، ابروهامو درست.
عرض کردم که دیروز جاده خیلی زیبا بود.
اگه پنج دیقه دیگه تو ایستگاه اتوبوس بشینم ذوب میشم.
اینجا یه جوری گرمه انگار ما با خورشید دشمن
بزرگترین نگرانیم درحال حاضر اینه که back to black امی واینهوس مثل شب پرستاره ونگوک جنده شه. میفهمین چی میگم؟