از چند سال پیش تا الان، همون زمانی که با دفترچه یادداشت خداحافظی کردم، انجام یه کاری که ازش راضی نبودم رو طبق عادت ادامه دادم و اون یادداشت کارهام تو نت لپتاپ، پیام ذخیرهشده تلگرام یا هرجای مجازی دیگهای بود. چند روز پیش از یه دوست دفترچه هدیه گرفتم و تلنگری شد برام. این دفترچه بهم گفت آهای، بیا اینم از اون ورژن قدیمی. یکم به چشمات استراحت بده :)
There was a time when things felt more real...
این ویدیو واقعا جالب بود؛ از این لحاظ که تام یورک این دفعه بچهها رو به عنوان مخاطب انتخاب کرده و با اینحال، حین اجرا بچهها انگار کلافه ان :)
داشتم کامنت مردم رو پایین این ویدیو میخوندم که دیدم یکی نوشته: بچهها الان متوجه نیستن این آدم چی داره میگه، چند سال بعد تازه میفهمن :)
"All the window balconies, they seem so flimsy
As our friends step out to talk and wave and catch a piece of sun"
دیشب برای تمیزکاری یه سر به دفترهایی که با اخبار عجیبوغریب پر کردم زدم. تو یکی از این دفترها از کشف تازهای نوشتم که میگه ویدیوگیمرها نسبت به مردمی که ویدیوگیمر نیستن، رو خوابشون کنترل بیشتری دارن و حتی حین پروسه dreaming هم فکر میکنن که داخل یه محیط شبیهسازی شده هستن، پس یهجورایی کنترلگر هستن. نکته جالب دیگه این بود که حتی وقتی هم که کابوس میبینن، به جای فرار کردن یا پریدن از خواب، باهاش رودرو میشن و میجنگن. =)
حضرت تام یورک، فقط تو رو کم داشتیم.
(ویدیو برای پارساله)
@auntpolly21 ادیت زیبا از🫧❤️🩹
It's snowing like it's the end of the world - Krobak
امروز
اتحاد، شجاعت و جرات رو بار دیگهای در موجودی به نام |زن| دیدم.
امروز باورم شد تغییر خیلی وقته آغاز شده؛ امروز پر از شادی ام.
I'm anxiety. Where can I put my stuff?
#insideoutاز بهترین نقاشیهای عمرم رو پیدا کردم.
"Nativity" by Brian Kershisnik
https://www.kershisnik.com/w-o-r-d-s/2017/7/7/nativity-an-essay
Nativity: an essay — k e r s h i s n i k
By Brian Kershisnik
k e r s h i s n i k"2BR02B" by Kurt Vonnegut