الان باید پسرم از خواب بیدار میشد میومد پیشم میگفت بابا تشنمه منم بقلش میکردم میبردمش یه لیوان اب براش میریختم بخوره بعد یه داستان براش میخوندم تا خوابش ببره
چی شدیم ما