بعضی موقع ها به خودم میگم تو هم شروع کن با کلمه توت کسشر بیمزه بگو ، از کراشت حرف بزن برای بقیه کراش جور کن خاله بازی کن ممه هاتو بندار وسط تایملاین بکش پایین عشق کن ولی همون موقع به خودم میام میبینم بابام زل زده تو چشام تا میام حرف بزنم یه پسگردنی میزنه بهم انگار ذهنمو میخونه
خلاصه ما تو این خونه امنیت نداریم بابام آخر شب فیوارو میشماره اگه به حد نصاب رسید میزاره شب بخوابیم
روزا هم میریم سر چهارراه میرینیم تو شیشه مردم ، جالبه پولم میدم، قشنگ ملت کسخل شدن
خلاصه ما تو این خونه امنیت نداریم بابام آخر شب فیوارو میشماره اگه به حد نصاب رسید میزاره شب بخوابیم
روزا هم میریم سر چهارراه میرینیم تو شیشه مردم ، جالبه پولم میدم، قشنگ ملت کسخل شدن