یادتونه بچه بودیم پنبه زن میومد توی کوچه ها پنبه زنی میکرد، رنگ رنگ رنگ، تکه های پنبه بود که توی هوا بود.
و شبش که میپریدی روی تشک پنبه زده ی سفت و شق و رق. و بالشی که تا یک ماه از سفتی نمیشد سر برش گذاشت.
امروز رفتم برکلی فوتان دست ساز ژاپنی که سفارش داده بودم خریدم. عینهو همون تشکهای ایران خودمون هست. اینقدر ذوق ش رو دارم که نمیتونم بخوابم ؛-)
پنجشنبه که باز کردم براتون میگم حس و حالش رو.