خواب دیدم تو یه بوتیکم و دارم لباس میخرم یهو شورش شد، ملت حمله کردن به مغازه اومدم از درپشتی فرار کنم یهو کل ساختمون ریخت پایین، افتادم کنار شهاب خوانندهه ک بیشتر آهنگای داوود مقامی رو میخوند، داشت میخندید یهو ابراهیم تاتلیس اومد لبخند زنان با بولدوزر از رومون رد شد! اینجاش دیگه از خواب پریدم وگرنه فک کنم در ادامه شماعی زاده میومد گیتار رو تو سرمون خورد میکرد.